تلخ و شیرین
نسيم باد صبا دوشم آگهی آورد، که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
درباره وبلاگ

سایه سارم می آسایند . نانی هستم برای گرسنه . پرنده ای آواز خوانم که دل های شکسته
را تسکین می دهم . ابر سپیدم ، از افق های دور می آیم .
آمده ام تا موعظه کنم عشق را و زیبایی را .
ساده ام و مهربان . دانه های دلم را در گشتزار محبت کاشته ام .
در انتظار موسم درو هستم من . از شما جز لبخند ، چیزی نمی خواهم .
خواب شما ، خواب را در چشمان تر من می شکند . شاعرم من ، شاعری عاشقم من .
آمده ام تا سخنی بگویم و آن را خواهم گفت : عشق .
آمده ام تا در روشنای تابناک عشق و زیبایی زندگی کنم . من هستم ، زنده و استوار .
هیچکس نمی تواند مرا از ساحت زندگی تبعید کند .
فرشته عشق در گوشم نجوا میکند ،نسیم شادمانی ، دلم را می نوازد ،
رایحه ی نفس های پاک عاشقان، جاودانم می سازد .
خموشم من ، فرشته عشق است که سخن می گوید .
لبانم را با آتش قدسی تطهیر کردم تا از عشق سخن بگویم ، اما هنگامی که دهان
گشودم ، نتوانستم کلمه ای بر زبان بیاورم ، خاموش شدم .
وقتی عشق را شناختم ، آوازهای دلم به سکوتی ژرف تبدیل شد .
وقتی عشق مرا در آغوش کشید، هم دلم را از یاد بردم و هم خودم را .
عشق ، رازی ست مقدس .
عشق ، شعله ای است که دل را می خورد و آرزو ها را آب می کند .
دستان عشق ، لطیف و بی رحم است . وقتی عشق روح آدمی را در
تنهایی گرفتار می کند ، شرابی را به جام دل او می ریزد که ، توامان ،
تلخ و شیرین است
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
